
مادرم می گوید روزی که تو به دنیا آمدی پدرت بیمارستان را غرق گل کرد . برای اولین فرزندش گویا می خواست گل فروشی را بخرد و من فکر می کنم می دانم چرا پدر چنین کرده.
بیست و اندی سال پیش دختر بدنیا آمدن مایه عذاب زن دیگری می شد به نام مادر که می بایست همه عشقش را نثار فرزند می کرد و نگرش اشتباه و غلطی که از عرف جامعه می آمد او را به عنوان یک زن از بدنیا آوردن یک زن دیگر پشیمان و سرخورده می کرد و پدر نازنین من به گفته مادرم نه برای من که برای دو خواهر دیگرم نیز هر چه توانست کرد و نه آن هنگام که بدنیا آمدیم بلکه در تمام ۲۶ سال گذشته را نیز هر چه توانست کرد تا هیچگاه باور غلط عقب بودن از مردان جامعه بر ذهن ما ننشیند.
حالا و امروز من یک سال بزرگتر شده ام و پدر نازنین من رآس ساعت ۱۲ شب برایم اس ام اس تبریک می فرستد تا به یادم بیاورد که همیشه با من است و من فکر می کنم اگر او را نداشتم تا تمام باورهایم از زندگی را برایم این گونه بسازد آیا حالا سرنوشت دیگران سرزمینم برایم مهم بود؟؟
۲۳ مرداد متولد شده ام و هر سال ۲۳ مرداد به خیلی چیزها فکر کرده ام ، به خانواده ام ،به مادر و پدرم به یک حادثه اما امسال با همیشه فرق می کند.
امسال فکر می کنم چه بر سر ما آمده که اگر ۲۰ سال پیش از این جامعه و عرف اشتباهش زن را عقب مانده می خواست و می دانست ، اکنون آنان که ردای مردان قانون برتن کرده اند آنان که در محضر مردم قسم خورده اند حافظ منافع ملت و همه ملت و نه به تفکیک جنسیت باشند اکنون لایحه ایی را به مجلس ارائه کرده اند که در آن می خواهند جامعه ایی را که در طول ۳ دهه گذشته با جان کندنی مثال زدنی سعی کرده به سطح تقریبآ متعادلی از باور از زنان دست یابد این گونه دوباره به عقب براند؟؟
کدامین نگاه حقیر است که زنان سرزمین من را حقیر می خواهد ، و کدامین باور متحجر است که تاب تحمل رشد نیمی از جامعه را ندارد و می خواهد آنان را همیشه حقیر ببیند .
امسال روز تولدم را دوست ندارم ، دوست ندارم چون کسانی دارند با نام حمایت از خانواده تیشه به ریشه نهاد خانواده و بنیان آن می زنند ، و حالا دارم فکر می کنم در این روزها داشتن جشن تولد و شادی کردن برای تولد یک انسان که می خواهد تمام انسان باشد نه نیمه آن کاری بیهوده و عبث نیست؟؟
پی نوشت : خواهران دلبندم ، عطیه نازنین من ، صبا و علی و همه دوستان عزیزم تماس ها و تبریک های شما عزیزان دریچه های پرنوری است برای من که از آن زندگی را زیبا می بینم .
پی نوشت : آیدای نازنین خواسته بود همگی از لایحه بنوسیم و آنچه دغدغه این روزهای ماست و من هم تولدم بهانه ایی شد برای اینکه بنویسم از لایحه و از همه می خواهم بنویسند از لایحه ایی که به نام خانواده ، ارکان خانواده را تهدید می کند.
پی نوشت بعد از تحریر :سه دانشجوی در بند پلی تکنیک بعد از بیش از یک سال بازداشت بیهوده و خودسرانه در تاریخ ۲۳ مرداد از زندان رهایی یافتند و شدند دلخوشی روز تولد من در این روزهای بی دلخوشی.
پی نوشت خیلی بعد از تحریر : بلاگفا دیوانه شده بود در همه دو روز گذشته و در یک اقدام جنون آمیز تصمیم گرفته آخرزین پست من را حذف کند و شاید روز تولد مرا دوست نداشته و برای اولین بار من از یک پست بک آپ داشته ام.
پی نوشت مهم تر از همه متن :
سپاسگذار نازنین آیناز هستم که بعد از گذشت بیش از دو سال من از زنده رود و رفتنم به بلاگفا و در حالی که زنده رود شده آرشیوی از مطالبم هنوز به یادم هست انقدر که از یادش نرفته است 23 مرداد رو زتولدم را ... آیناز عزیز این پست ویژه تشکر از شماست عزیز جان.