به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
شارژ ايرانسل
شرکت فرابرد شبکه
:: طراحی سایت
:: خدمات هاستینگ
:: تجارت الکترونیک
تحصیل در مالزی، پذیرش از مالزی، دانشگاه های مالزی
آمار این وبلاگ:
به دستنوشته آغاز با عشق نوشته شده توسط عاطفه السادات ديباجي خوش آمدید.

... و خداوند انسان را آفرید و عشق در او دمیده شد ...
1 2 3 4

مادر

چهارشنبه چهاردهم فروردين 1387 ساعت 14:47


به نام خالق یکتا

مادر،

اي لطيف ترين گل بوستان هستي،

اي باغبان هستي من،

گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند.

گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.

گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند.

گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد.

گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد.

مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

دنیای اعداد

چهارشنبه چهاردهم فروردين 1387 ساعت 14:36


به نام خالق یکتا

دنیای اعداد بسیار زیباست و شما می توانید در آن شگفتیهای بسیاری را بیابید. در میان اعداد برخی از آنها اهمیت فوق العاده ای دارند، یکی از این اعداد که سابقه آشنایی بشر با آن به هزاران سال پیش از میلاد میرسد عددی است بنام "نسبت طلایی" یا Golden Ratio.

پاره خطی را در نظر بگیرید و فرض کنید که آنرا بگونه ای تقسیم کنید که نسبت بزرگ به کوچک معادل نسبت کل پاره خط به قسمت بزرگ باشد. به شکل توجه کنید. اگر این معادله ساده یعنی a2=a*b+b2 را حل کنیم (کافی است بجای b عدد یک قرار دهیم بعد a را بدست آوریم) به نسبتی معادل تقریبا" 1.61803399 یا 1.618 خواهیم رسید.

شاید باور نکنید اما بسیاری از طراحان و معماران بزرگ برای طراحی محصولات خود امروز از این نسبت طلایی استفاده می کنند. چرا که بنظر میرسد ذهن انسان با این نسبت انس دارد و راحت تر آنرا می پذیرد. این نسبت نه تنها توسط معماران و مهندسان برای طراحی استفاده می شود بلکه در طبیعت نیز کاربردهای بسیاری دارد که به تدریج راجع به آن صحبت خواهیم کرد.

اهرام مصر یکی از قدیمی ترین ساخته های بشری است که در آن هندسه و ریاضیات بکار رفته شده است. مجموعه اهرام Giza در مصر که قدمت آنها به بیش از 2500 سال پیش از میلاد می رسد یکی از شاهکارهای بشری است که در آن نسبت طلایی بکار رفته است. به این شکل نگاه کنید که در آن بزرگترین هرم از مجموعه اهرام Giza خیلی ساده کشیده شده است.

مثلث قائم الزاویه ای که با نسبت های این هرم شکل گرفته شده باشد به مثلث قائم مصری یا Egyptian Triangle معروف هست و جالب اینجاست که بدانید نسبت وتر به ضلع هم کف هرم معادل با نسبت طلایی یعنی دقیقا" 1.61804 می باشد. این نسبت با عدد طلایی تنها در رقم پنجم اعشار اختلاف دارد یعنی چیزی حدود یک صد هزارم. باز توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که اگر معادله فیثاغورث را برای این مثلث قائم الزاویه بنویسم به معادله ای مانند phi2=phi+b2 خواهیم رسید که حاصل جواب آن همان عدد معروف طلایی خواهد بود. (معمولا" عدد طلایی را با phi نمایش می دهند)

طول وتر برای هرم واقعی حدود 356 متر و طول ضلع مربع قاعده حدودا" معادل 440 متر می باشد بنابر این نسبت 356 بر 220 (معادل نیم ضلع مربع) برابر با عدد 1.618 خواهد شد.

کپلر (Johannes Kepler 1571-1630) منجم معروف نیز علاقه بسیاری به نسبت طلایی داشت بگونه ای که در یکی از کتابهای خود اینگونه نوشت : "هندسه دارای دو گنج بسیار با اهمیت می باشد که یکی از آنها قضیه فيثاغورث و دومی رابطه تقسیم یک پاره خط با نسبت طلايي می باشد. اولین گنج را می توان به طلا و دومی را به جواهر تشبیه کرد".

تحقیقاتی که کپلر راجع به مثلثی که اضلاع آن به نسبت اضلاع مثلث مصری باشد به حدی بود که امروزه این مثلث به مثلث کپلر نیز معروف می باشد. کپلر پی به روابط بسیار زیبایی میان اجرام آسمانی و این نسبت طلایی پیدا کرد. برای اطلاع بیشتر از نحوه محاسبه نسبت طلایی به
این سایت سری بزنید.

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

http://armanpotter.blogfa.com/post-97.aspx

زندگی ساده یا سخت؟؟؟؟؟

شنبه هجدهم اسفند ماه 1386 ساعت 20:53


 

به نام خالق یکتا

 

ساده است

 


ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
وگفتن اینکه سگ من نبود

ساده است ستایش گلی
چیدنش واز یاد بردن
که گلدان را آب باید داد

ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتن بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمیشناسمش

ساده است لغزشهای خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که من این چنینم

ساده است
که چگونه می زیم

باری زیستن
سخت ساده است
و پیچیده نیز هم ...

مارگوت بیگ

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

 

یلدا

شنبه اول دي ماه 1386 ساعت 01:17


به نام خالق یکتا
یـلــدا یعنی:یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت.

یـــــلـــــدا مبارک
" الا بذکر الله تطمئین القلوب"

خدا

جمعه هجدهم خرداد ماه 1386 ساعت 11:56


به نام خالق یکتا

" خدا"

 

رهگذر

 

گیج ز هر عابر و هرکس

 

پرسید:

 

پس خدا کو نکند گم شده است؟!!

 

همه از پرسش او سخت

 

به خود لرزیدند...

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

 

دل یا دلیل

يکشنبه سيزدهم خرداد ماه 1386 ساعت 23:44


به نام خالق یکتا

 

بیایید به خاطر بسپاریم

 

                           برای دوست داشتن دل لازم است نه دلیل

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

 

 

کاش روز ديدنت فردا نبود

جمعه بيست و يکم ارديبهشت 1386 ساعت 02:41


به نام خالق یکتا

كاش ميشد هيچ کس تنها نبود

کاش ميشد ديدنت رويا نبود


گفته بودي با تو مي مانم ولي


رفتي و گفتي که اينجا جا نبود


ساليان سال تنها مانده ام


شايد اين رفتن سزاي من نبود


من دعا کردم براي بازگشت


دست هاي تو ولي بالا نبود


باز هم گفتي که فردا ميرسي


کاش روز ديدنت فردا نبود

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

خاطره ای تلخ از روزهایی بسیارشیرین

سه شنبه هجدهم ارديبهشت 1386 ساعت 20:58


 

به نام خالق یکتا

نمی گویم فراموشم مکن هرگز،ولی گاهی به یاد آور، رفیقی را که می دانی نخواهی رفت از یادش

"... بسیار دلم گرفته خاطره ای تلخ از روزهایی بسیارشیرین"

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

سال 86 مبارک!

شنبه بيست و ششم اسفند ماه 1385 ساعت 22:37


به نام خالق یکتا

 

قاصدک

 

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
 خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
گرد بام و در من
 بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
 نه ز یاری نه ز یاری و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی باکس
 برو آنجا که تو را منتظرند

 

 
! قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
 دست بردار ازین در وطن خویش غریب
 قاصد تجربه های همه تلخ
 با دلم می گوید
 که دروغی تو ، دروغ
 که فریبی تو. ، فریب
 قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
 راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟

 

در اجاقی طمع

 

شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
 قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
 در دلم می گریند
.

 

 

قاصدک پیامبر شادی و اخبار خوب بوده و هست

 

امیدوارم همیشه برای شما خبرهای شیرین بیاره

 

برای عید دارم می رم سفر

 

زیارت

 

مشهد

 

...

 

ان شاء الله سال 86 برای آغاز با عشق هم سال پر باری باشه با مطالبی با بار بیشتر

 

روزهای نو نوید روزهایی بهتر رو خواهند داشت

 

آرزومند روزهای خوب برای همه شما دوستان خوبم هستم و از همه دوستانی که بهم لطف داشتن و برام کامنت گذاشتن ممنونم و معذرت که فرصت نکردم در همین سال جواب محبتشون رو بدم.

 

راستی زیباترین, شیرین ترین و بهترین اتفاق سال 85 برای من ازدواج دو مرغ عاشق, دو بال پرنده زندگی, دو ریل قطار عقل و محبت "سمیرای مهربان " و " هومن عزیز" م بود.

 

آرزوی شادی بسیار بسیار براشون دارم و برای همه انسانها

 

راستی شما شادترین و زیباترین اتفاق و خبر سال 85 براتون چی بوده؟؟؟؟

 

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

 

قصه مادربزرگ

جمعه بيست و پنجم اسفند ماه 1385 ساعت 12:52


به نام خالق یکتا

 

 من برای سالها می نویسم

 

               سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند

 

                                                  افسوس که قصه مادربزرگ درست بود

 

                                                                                  همیشه یکی بود و یکی نبود ...

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

 

شراب تلخ!

چهارشنبه بيست و سوم اسفند ماه 1385 ساعت 23:21


به نام خالق یکتا

 

 

شرابی تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش

 

 

که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

 

 

کسی بهم گفت که من مثل شراب تلخم اما...

 

این تعریف بود یا...

 

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

ظاهر

سه شنبه بيست و دوم اسفند ماه 1385 ساعت 13:48


به نام خالق يكتا

 

 

تهی بودن ظاهر است و ظاهر تهی است

 

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

 

عشق و اسارت !

شنبه نوزدهم اسفند ماه 1385 ساعت 17:49


به نام خالق يكتا

 

 

 

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

 

چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

 

 

 دوستت دارم بی نهایت اما از این دوست داشتن دوست ندارم برات حصار یا زندان بسازم همونطور که از دوستی هیچ کس برای خودم حصار نمیسازم چون معتقدم عشق و دوست داشتن نهایت اعتماد و آزادی رو میاره و اسارت و مالکیت توی این زمینه اصلا معنایی نداره ...

 

 

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

 

یک شب به یاد 10 اسفند 84

شنبه دوازدهم اسفند ماه 1385 ساعت 00:34


به نام خالق يكتا 

 

 

کاش مي شد که دمي را من و جانانه بهم

 

 

بنشينيم و بريزيم دوپيمانه بهم

 

 

 

کاش می شد که به یکجای دو دلداه ایی

 

 

راز دل فاش بگویند صمیمانه بهم

 

 "الا بذکرالله تطمئین القلوب"

مناجات

چهارشنبه دوم اسفند ماه 1385 ساعت 13:28


به نام خالق يكتا

 

مناجات

 

الهی ای داننده هر چيز و سازنده هر کار و دارنده هر کس ، نه کس را با تو انبازی و نه کس را از تو بی نيازی ، کار به حکمت می اندازی و به لطف ميسازی ، نه بيداد است و نه بازی .

 

بار خدايا بنده را نه چون و چرا در کار تو دانشی و نه کس را بر تو فرمايشی ، سزا ها همه تو ساختی و نوا ها همه تو ساختی ، نه از کس بتو و نه از تو به کس ، همه از تو بتو ، همه توئی و بس ، خلايق فانی و حق يکتا به خود باقی است.

 

نام تو شنيد بنده دل داد بتو چون ديد رخ تو دل داد بتو

 

الهی به عنايت هدايت دادی و به معونتها بذر خدمت رويانيدی و به پيغام آب پذيرش دادی ، به نظر خويش ميوه محبت وارسانيدی اکنون سزد که سموم مکر از آن باز داری و بنائی که خود ساخته ای به گناه ما خراب نکنی .

 

خدايا تو ضعيفان را پناهی ، قاصدان را بر سر راهی و وجدان را گواهی ، چه باشد که افزائی و نکاهی.

 

روضه روح من رضای تو باد قبله گاهم در سرای تو باد

 

سرمه ديده جهان بينم تا بود گرد خاک پای تو باد

 

گر همه رای تو فنای من است

 

کار من بر مراد رای تو باد

 

شد دلم ذره وار در هوست دلم اين ذره در هوای تو باد

 

الهی تو آنی که از احاطت اوهام بيرونی و از ادراک عقول مصئونی ، نه مدرک عيونی ، کار ساز هر مفتونی و شاد ساز هر محزونی در حکم بی چرا و در ذات بی چند و در صفات بی چونی .

 

تو لاله سرخ و لولو مکنونی من مجنونم تو ليلی مجنونی

 

تو مشتريان با بضاعت داری با مشتريان بی بضاعت چونی

 

الهی نصيب اين بيچاره از اين کار همه درد است ، مبارک باد که مرا اينهمه درد در خور است ، بيچاره آن کس که از اين درد فرد است حقا که هر کس بدين دردننازد نا جوانمرد است .

 

من گريه به خنده در همی پيوندم

 

پنهان گريم به آشکارا خندم

 

ايدوست گمان مبر که من خرسندم

 

آگاه نه ای که چون نيازمندم

 

 

"برگرفته از مناجات نامه مرشد والا مقام خواجه عبدالله انصاری"

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

فردا صبح ساعت 10:30 دقيقه دقيقا يكسال ازهجرت عزيزانم مي گذره ، واقعا لحظات با چنان سرعتي طي مي شن كه تصور ناپذيره ، روزها و شبها گذشتن با همه زشتيها و زيبايي هايي كه داشتن دلم براي همشون تنگ شده اميدواره همه به ديدن مسافرهاشون برسن و من هم... به ياد روزهاي شيرين گذشته دلم بسيار بسيار تنگ است نمي تونم چيزي بگم ، شايد وقتي ديگر.!

زندگي نامه محمد اسمائيلي

يکشنبه نوزدهم شهريور 1385 ساعت 16:40


به نام خالق يكتا

 

محمد  اسماعيلي


محمد علي اسماعيلي به سال 1313 شهريور ماه در تهران متولد شد و از اوان كودكي علاقه شديدي به نواختن تمبك داشت و هر جا كه سيني و پيت و ناودان و غيره ... به دستش مي رسيد شروع به نواختن مي كرد .
مرتضي و مصطفي گرگين زاده ، دايي هاي وي كه هر دو اهل موسيقي بودند مشوق وي در نواختن ضرب بودند و پس از تحصيلات عمومي خواهر زاده خود ، وي را در سال 1330 به حسين تهراني ، استاد تمبك نواز معرفي مي نمايند و در هنرستان موسيقي ملي زير نظر حسين تهراني به فرا گرفتن فن نواختن ضرب مشغول مي شود و در تاريخ 1337 توسط استاد به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفي و رد اركسترهاي موسيقي ملي و گروه تمبك شروع به همكاري مي نمايد و بعد از 5 سال براي اجراي برنامه هاي موسيقي ملي و هر چه بيشتر شناساندن آن به كشورهاي : آفريقايي ، آسيايي ، اروپايي و آمريكايي مسافرت كرد و برنامه هاي اجرا نموده ، از سال 1343 در هنرستان موسيقي ملي ايران مشغول تدريس تمبك شد و از آن تاريخ به بعد شاگردان بسيار تعليم داد كه در مراكز رسمي هنري كشور مشغول فعاليت مي باشند .

در سال 1345 سرپرستي گروه تمبك وزارت فرهنگ و هنر آن زمان را عهده دار شد كه براي اين گروه ، حدود پانزده قطعه فانتزي روي ريتم هاي ايراني تنظيم كرد و در كشورهاي خارج و تالار رودكي سابق اجرا شد ، موسيقي قطعه يي به نام " رونما "نوشته خانم سرلك سرپرست موسيقي ملي تالار رودكي سابق كه روي يكي از داستانهاي اصيل ايراني نوشته شده بود ، به وسيله اسماعيلي تنظيم و توسط گروه تنبك وزارت فرهنگ و هنر سابق در تالار رودكي سابق اجرا گرديد كه با استقبال فراوان مردم روبرو شد و همين امر موجب شد كه بيش از دويست بار اجرا گردد. از ساخته هاي ديگر او قطعه يي است كه به ياد استادش حسين تهراني ، براي اركستر سازهاي ايراني و گروه تنبك ساخته است كه ملودي آن از استاد فرامرز پايور بوده و با اركستر پايور و گروه تنبك در شبي كه به ياد استاد حسين تهراني در تالار رودكي سابق برپا گرديده بود اجرا شد.
محمد علي اسماعيلي مشغول تدوين جلد دوم كتاب "تنبك و تدريس آن"مي باشد . وي بيشتر اوقات خود را با استاد فرامرز پايور مي گذراند.

 

 

http://www.artmusic.ir/Expert/Show.asp?CC=24&Id=338

 

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

 

وحدت علوم یا حقیقت محض

پنج شنبه دوم شهريور 1385 ساعت 19:57


به نام خالق علم

 

 

وحدت علوم یا حقیقت محض

 

 

سالهاست که از این سو و آن سوی جهان  صحبت از وحدت علم می شنویم، یعنی اینکه روزی به این حقیقت که علم ما یک زبان مشترک داشته و قوانین مشرکی در تمام آن حاکم است میرسیم، ولی حرکت انسان و دانشمندان به سوی آن بیش از حد کند بوده است.

 

در بیشتر تئوری هایی که در راستای وحدت ارائه شده است این فرض وجود دارد که زبان مشترک علم و آنچه که قرار است مایه ی وحدت آن گردد ریاضیست. حال اینجا سوالهای بسیاری پیش می آید که این ریاضیاتی که قرار است موجب وحدت در علم شود چگونه ریاضیاتی است؟!!! ریاضیاتی کاملتر از ریاضیات کنونی، ریاضیاتی تعمیم یافته تر ویا پیچیده تر؟

 

آیا آن ریاضیات را می توان از جنس ریاضیات کنونی نامید، و آیا اصلا آن مایه ی وحدت اصولا ریاضیات است یا خیر؟

 

 

امروزه می بینیم که ریاضیاتی چون ریاضیات آشوب (یک شاخه از ریاضیات امروزی است که در صورت نیاز بیشتر درباره آن درمباحث دیگر صحبت می کنم.)  تا چه اندازه متفاوت است. آیا ریاضیات حاکم بر علم آینده ریاضیاتی از جنس آشوب است؟ اینها سوالاتی است که به عقیده ی من انسان ِ اکنون نمی تواند به آن جواب درستی دهد و در صورتی که این کار انجام شود انسان پیش از موعد به سوی حقیقتی حرکت کرده است که هنوز برای رسیدن به آن قوای کافی علمی را ندارد!

 

 

 علاقه ی زیادی به فلسفی نگاه کردن موضوع ندارم(گرچه ناچارا نگاهم فلسفی است) ولی در این بین سوالاتی فلسفی نیز مطرح می شوند که قابل تامل هستند: آیا حقیقت نهایی ریاضیات است؟ آیا جهان ما حول علمی ساخته شده است که بتوان آن را ریاضی نامید؟ آیا ریاضیات را باید محدود فرض کنیم یا نامتناهی؟ آیا ما ریاضیات را به وجود می آوریم ویا آن را کشف میکنیم؟

 

همانطور که می بینید سوالها  گسترده و بسیار قابل تامل اند.اما آیا راهی به جز تجربه ی وحدت در علم و آن ریاضیات برای

 

جواب دادن به این سوالها وجود دارد؟ یعنی که به اعتقاد من انسان وارد راهی شده که که در آن تنها راهش پیروزی است و اگر پیروز نشود و یا پیروزی ای وجود نداشته باشد(اصلا علم واحد نباشد) در آن صورت دچار یک مبارزه ی نامتناهی شده که تنها سرعت پیشرفت سایر قسمتهای علم را کم کرده است!!!

 

 

جالب است بدانیم که این بحث از زمان اقلیدس پدر هندسه تا کنون چه از نظر فلسفی چه علمی مطرح بوده و تنها مسئله ایی که دانشمندان را وادار به پذیرفتن و کار کردن بر روی این فریضیه کرده است رابطه اعداد طلایی در ریاضیات با چرایی تناسب  اجسام زیبا بوده است ، که احتمالا همه شما اسم اعداد طلایی به گوشتان خورده و در دبیرستان حداقل یک مسئله مثلثاتی را در امتحان به کمک همین اعداد و فرمولها به اثبات رسانیده اید.

 

 

 

سلام بر شاجین مهربان

 

از گلی که برام به وبلاگم آوردین ممنون.

 

بیشتر از فلسفه بگو نه کوتاه نه مختصر دوست دارم بحث کنیم و یاداشت کنیم و یادبگیریم.

 

و بقیه رو دعوت به یادگیری فلسفه کنیم و این ذهنیت رو دور کنیم که فلسفه یا ریاضیات مختص یک قشر خاص می شه....

 

کمک می کنی؟

 

 

جشن دلتنگی عزیز

 

 توضیحت جای بحث داره خواستی توی فرصت مناسب نظرم روبرات می گم.

 

اما خوشحالم که بالاخره یکی پیدا شد از این مطالب علمی لذت ببره

 

پس تو هم با انتقادها و پیشنهادهات کمکم کن چون می خوام اینجا فقط و فقط از این به بعد علمی بنویسم.

 

 

از همه دوستانم که نظر می دن و انتقاد می کنن یا پیشنهاد می دن ممنونم.

 

 

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

 

فلسفه خلقت از زبان حجم

شنبه بيست و يکم مرداد ماه 1385 ساعت 13:02


به نام خالق يكتا

 

 

با سلام

 

 

توي اين مبحث مي خواهم راجع به ارتباط حجم و ايجاد خلقت مطلب كوتاهي را بيان كنم.

 

حتما چيزهايي راجع به فلسفه افلاطوني شنيده ايد، افلاطون پدر علم فلسفه است، و بسيار كتب ارزنده ايي در اين زمينه دارد كه درك آنها بسيار مشكل است اما خوشبختانه ترجمه هاي بسيار ارزنده ايي از كتب وي وجود دارد كه متاسفانه در بازار در دسترس نيست.

 

استاد سه تارم به من توصيه كرد براي آموختن موسيقي با يد فلسفه رو خوب بدونم من هنوزم هم علتش رو نفهميدم اما از اين كه در اين مسير افتادم بسيار خوشحالم...

 

مطلبي خواندم در باب فلسفه خلقت و ارتباط آن با حجم كه بسيار جالب بود.

 

شايد اين مطلب زياد از نظر عقلي درست نباشد اما فلسفه علمي است كه مي گويد :

 

فرض محال محال نيست!

 

پس كمي به اطراف بيشتر بينديشيم.

 

 

تاکنون دورنمای حجم استعاره دیگری را برای نقش اصلی و همیشه خلاق مادی کردن روح و آفرینش شکل عرضه کرده است. 

 

 اسطوره کهن آفرینش "ماخوذ" از هلیوپولیس در مصر، نمونه ای از چگونگی این خیال بافی را بدست می دهد. نون، اقیانوس کیهانی، فضای محض و نامتمایز روح بدون شکل بیکران را ارائه می دهد.
آنچه بر هر جامعیت تقدم دارد نیروی محض است که با خواست خالق درون این "نون" قرار دارد، فضای نامتمایز بر آن شده است تا خود را در این حجم منعقد و ادغام کند. از این رو آتوم ( خالق ) در آغاز خود را خلق می کند یا با حجم بخشیدن به خویشتن خود را از نون تعریف نشدنی متمایز می کند تا آفرینش آغاز گردد.

 

پس حجم آغازین چه شکلی می توانست داشته باشد؟ در واقع اصلی ترین اشکال حجم پذیر کدامند؟

 

به نظر می رسد پنج حجم تصلی با لبه و زوایای بیرونی وجود داشته باشند. جسم چهار ضلعی ، هشت ضلعی : مکعب،دوازده ضلعی،بیست ضلعی و جلوه هایی از مثلث در حجم، مربع و پنج ضلعی 5،4،3. مابقی حجمهای منظم فقط ناقص شده این پنج اند. این 5 جسم فضایی نام افلاطونی گرفته اند چون فرض شده است که افلاطون اشکال مزبور را در تیمائوس در ذهن داشته است، گفتگویی که او در آن فلسفه نظم گیتی را از طریق استعاره هندسه فضایی و سطح طرح ریزی می کند. در این گفتگو که یکی از آثار کاملا فیثاغورثی اوست چهار عنصر اصلی جهان یعنی خاک،آب،باد،آتش تعیین و هر یک از این عناصر به یکی از اشکال فضایی نسبت داده می شود. در عرف مکعب را با زمین ، چهارضلعی را با آتش ، هشت ضلعی را با هوا و بیست ضلعی رابا آب پیوسته می دانند. افلاطون ( ترکیب معین پنجمی ) را ذکر می کند که برای ساختن کائنات به وسیله خالق به کار رفته است. بنابر این جسم دوازده ضلعی با عنصر اثیری ( اصل زندگی ساز در آیین ودایی ) پیوند دارد. سازنده کائنات افلاطون نظم و ترتیب را از میان بی نظمی کهن در قالب اعداد و اشکال آفرید.نظم بخشیدن بر حسب عدد و شکل در سطح بالاتر، از ترتیب تعمدی این 5 عنصر در جهان فیزیکی نتیجه شده است.بنابراین اعداد و اشکال اصلی میان قلمرو های دانی و عالی به صورت بین وجهین عمل می کنند.آنها در خود از طریق تشابهاتشان با عناصر، دارای توان شکل بخشیدن به جهان مادی اند.

 

www.parssky.com

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

قصه پونه عشق

شنبه بيست و يکم مرداد ماه 1385 ساعت 10:47


به نام خالق یکتا

 

 

 

صداقت يعني از مرز افق ها

 

                                به قصد ديدن رويت گذشتن

 

ميان كوچه هاي سبز احساس

 

                               به دنبال قدم هاي تو گشتن

 

 

نجابت يعني از باغ نگاهت

 

                             به رسم عاطفه يك پونه چيدن

 

ميان سايه روشن هاي احساس

 

                             ترا از پشت يك آئينه ديدن

 

 

دوچشمت سرزمين آرزوها

 

                             نگاهت داستان آشنايي ست

 

امان از آن زمان كه قلب عاشق

 

                            گرفتار خزان يك جداييست

 

 

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

 

 

خدا ساخته ذهن بشراست؟

جمعه بيستم مرداد ماه 1385 ساعت 16:50


 به نام خالق یکتا

 

جالب بود !!!

 

امروز به چیزی که 10 سال به اون ایمان داشتم شک کردم!

 

امروز به طور اتفاقی لاي برگهاي یکی از کتابهایم مقاله ایی رو دیدم که گذاشته بودم یه موقع که وقت کردم بخونم.

 

یک مقاله از " کرت گودل ".

 

شاید نشناسیدش اما انسان بزرگی است و درطول زندگی علمی خود یک محقق به تمام معنا بوده و دانش ریاضی رو دگرگون کرده است.

 

اینکه کی بود و چکار کرد شاید برای هیچ کدامتان جالب نباشه و متن مقاله هم آنقدر علمی بود که از حوصله این مکان خارج بود اما جاب برای تنها یک جمله بود:

 

 ...

 

من در سال اول دبیرستان با دبیر محبوب هندسه همه دوران زندگیم جناب آقای نقبایی که مطمئنم خیلی هاتون میشناسیدش آشنا شدم.

 

ایشون داستانی رو برای ما تعریف کرد که زندگی تالسیان رو بیان می کرد وگفت در آن زمان خدای زمان ریاضی بود و تنها قوم تالس حق دانستن این علم رو داشتند تا زمانی که مربعی کشیدند با ابعاد ضلعی 1*1 و خواستند که طول قطر آن را اندازه گیری کنند و نشد زیرا در آن زمان تنها مجموعه اعداد گویا بود که مسائل رو حل می کرد, بنابراین عده ایی از دانشمندان این قوم معتقد شدند که خدایشان زبانش لال شده (گنگ شده) و عده ایی بر این عقیده بودند که خداوند کر شده ( اصم شده ) و...

 

طی ماجراهایی ریاضیات از خدایی افتاد و اعداد به اصطلاح گنگ یا اصم ( که دو معنی متفائت در عربی دارند) خود را نشان دادند.

 

تا زمانی که مجموعه اعداد حقیقی پای گرفت و بعد ریاضی نا اقلیدسی و مجموعه منطقی بول و...

 

دوباره ریاضی کامل شد وخدا بود...

 

ولی گودل بدبختانه ثابت کرد و شرح داد که نمی توان به ریاضیات ایمان داشت و در عین حال به آن کفر نورزید.

 

حالا رسیدم به زندگی خودم به فضای ماوراء به عشق به قانون به عقیده و به ایمان...

 

چه چیز خدای ماست چه چیز پایدار است؟

 

واقعا خدای که در ذهن ماست واقعا خداست یا ما او را خدا کردیم؟

 

خدا ساخته ذهن بشراست؟

 

خدایا خودت بگو...

 

آیا فقط درمیلیاردها سال زندگی بشریت فقط در 3000 سال آن نیاز به 124 هزار پیغمبر بوده و قبل و بعد آن نه؟

 

خدایا فقط باید مرد تا پاسخ گرفت؟....

 

از نظر من بیش از این حرفها نیاز به تفکر دارد ....

 

نظر شما چیه؟

 

 "الا بذکرالله تطمئین القلوب "

1 2 3 4