به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
شرکت فرابرد شبکه
:: طراحی سایت
:: خدمات هاستینگ
:: تجارت الکترونیک
آمار این وبلاگ:
به دستنوشته ستاره و سياره نوشته شده توسط روياي زنده رود خوش آمدید.

کاش ماه می دانست از اين همه ستاره و سياره ، فقط يکی مشتری ست ... !!
1 2 3 4 5 6 7 ...24 25

آرامش ادیسون و نگرش او به زندگی رو نگاه کنید !!!

چهارشنبه بيست و نهم آبان ماه 1387 ساعت 14:22


 

اديسون در سنین پيری پس از كشف چراغ برق، یکی از ثروتمندان آمريكا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال، در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزينه می كرد.

 

اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود.

 

هر روز اختراعی جديد در آن شكل می گرفت تا آماده ی بهينه سازی و ورود به بازار شود.

 

در همين روزها بود كه نيمه های شب، از اداره ی آتش نشانی به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقيقتاً كاری از دست کسی بر نمی آيد و تمام تلاش ماموران، فقط جلو گيری از گسترش آتش به ساير ساختمانها است.

 

آنها تقاضا داشتند كه موضوع، به نحو قابل قبولی به اطلاع پيرمرد رسانده شود.

 

پسر، با خود انديشيد كه احتمالاً پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته می كند و لذا از بيدار كردن پيرمرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روی يك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند.

 

پسر، تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد.

 

او می انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش به سر می برد.

 

ناگهان پدر، سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صدای بلند و سرشار از شادی گفت: پسر تو اينجایی ؟  

 

می بینی چقدر زيباست !؟!  رنگ آميزی شعله ها را می بینی ؟  حيرت آور است! 

 

من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش، به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است!  

 

وای ! خدای من، خیلی زيباست!  كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره ی زيبا را می ديد. كمتر کسی در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره ی زيبایی را خواهد داشت.

 

نظر تو چيه پسرم؟

 

پسر، حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيت در آتش می سوزد و تو از زيبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی ؟!! چطـور می توانی ؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!!

 

پدر گفت:  پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آيد. مامورين هم كه تمام تلاششان را می كنند.  در اين لحظه بهترين كار، لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد.

 

در مورد آزمايشگاه و باز سازی يا نو سازی آن فردا فكــر می كنيم. الان موقع اين كار نيست، به شعله های زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكانی را نخواهی داشت !

 

 

 

**  توماس آلوا اديسون سال بعد مجدداً در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال یکی از بزرگترين اختراع بشريت یعنی ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آری او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع نمود.

 

 

 

روحش شاد

 

 

 

 

مرور خاطره ها ...

دوشنبه بيست و هفتم آبان ماه 1387 ساعت 16:33

تمرکز کامل و نتیجه اش !

شنبه بيست و پنجم آبان ماه 1387 ساعت 11:33

قبله ات کدام است ؟!

دوشنبه بيستم آبان ماه 1387 ساعت 10:12

فلسفه ی ... ؟!

چهارشنبه پانزدهم آبان ماه 1387 ساعت 10:05

نامه ی ویکتور هوگو !

دوشنبه سيزدهم آبان ماه 1387 ساعت 09:11

یکم آبان ...

چهارشنبه اول آبان ماه 1387 ساعت 10:14

...

دوشنبه بيست و دوم مهر ماه 1387 ساعت 09:07

مثبت باشیم بهتره ...

يکشنبه بيست و يکم مهر ماه 1387 ساعت 11:49

حکایت ما و این دکترها ...

چهارشنبه هفدهم مهر ماه 1387 ساعت 10:08

به یاد نامردی تو ...

شنبه سيزدهم مهر ماه 1387 ساعت 11:40

ادامه ی تست روانشناسی پست قبلی ...

سه شنبه نهم مهر ماه 1387 ساعت 09:29