به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.
به دستنوشته هم پياله نوشته شده توسط هم پياله خوش آمدید.

اين قافله عمر عجب ميگذرد درياب دمي كه با طرب ميگذرد ساقي غم فرداي حريفان چه خوري؟ پيش ار پياله را كه شب ميگذرد
1 2 3

پارک

دوشنبه بيست و سوم ارديبهشت 1387 ساعت 15:02


بادوستم توی پارک آزادی، پشت یکی از این میز و صندلی های سنگی نشسته بودیم و درباره خواستگاردوستم حرف میزدیم که قراره بعداز چندین ماه و سال اشنایی ودوستی و....رضایت بدهند و بله بگویند !! 
یه دختر خانم چاق و سفید ودرشت اندام و حدود 16-17ساله، اومد کنارمون نشست و کتابشو باز کرد که بخونه ...
ما هم ادامه حرفامونو از سر گرفتیم....چند دقیقه ای که گذشت دختره وسط حرفامون گفت:
شما مجردین؟؟
- اره
- چند سالتونه؟؟
- اِی ی 50 .60سالی داریم!! 
- چه جالب....ما هم تو فامیل دوسه تا دختر مجرد داریم... یکیش 45سالشه و یکیشم فکر کنم 53سالی داشته باشه
- حتما خیلی خوش میگذرونید؟؟ خونه مجردی دارین؟؟؟
- نه......................................... !!!
البته دخترای فامیل ما زود شوهر میکنن....چون خوشگلن...نمیذارنشون..زود می برنشون!!!!
....
...
سکوت منو دوستم !!!!

- ببخشید دیگه من برم اونجا درس بخونم این طرف افتاب میشه ............و رفت !!!

و نگاه هاج وواج ما اونو بدرقه کرد تا میز بعدی که .....یه پسر تنها نشسته بود و داشت درس میخوند!!!!!!!!

عید

دوشنبه بيست و ششم فروردين 1387 ساعت 01:30

نفرین

چهارشنبه پانزدهم اسفند ماه 1386 ساعت 00:16

مدیریت زمان

جمعه سوم اسفند ماه 1386 ساعت 18:24

سلام

چهارشنبه هفدهم بهمن ماه 1386 ساعت 21:03

انرژی

چهارشنبه بيست و يکم شهريور 1386 ساعت 12:23

طلاق

جمعه شانزدهم شهريور 1386 ساعت 15:33

سفر...

يکشنبه يازدهم شهريور 1386 ساعت 16:22

آبی

شنبه ششم مرداد ماه 1386 ساعت 23:18

کتاب

جمعه بيست و يکم ارديبهشت 1386 ساعت 13:18

سفر

شنبه پانزدهم ارديبهشت 1386 ساعت 19:58

بیراهه ها

جمعه سي و يکم فروردين 1386 ساعت 23:17

پارتی

جمعه بيست و چهارم فروردين 1386 ساعت 23:10