به دستنوشته دلم خو نه نوشته شده توسط اژدر خوش آمدید.
پرستو ی عشق
جمعه پنجم مرداد ماه 1386 ساعت 18:42
نسیم مهربان ما تو را برد پرستوی دلت را تا کجا برد نگا هم کن بگو آبی ترین عشق کدامین ژاله در پای تو پژ مرد حضورت در کنار برکه ماه غریبی را ز دشت پو نه ها برد سپیده با تمام روشنایش تو را هم خانه آیینه ها کرد کنار چشمه چشمت ستاره شبم را در دل گل واژه ها برد حضو ر ساده شبنم در این باغ دلم رابا نگاهت آشنا کرد صدایم کن بگوزیباترین عشق در این دنیاکه با رسم توتا کرد تو رفتی پر کشیدی آن نگا هت غزل را در دل پروانه آورد نگاه قاب عکس روی تا قچه تو را در باور آیینه جا کرد بیاد پاکی چشمت چکاوک سحر را با خودش در خانه آورد . تقدیم به ب...
ببار ای ابر
چهارشنبه سوم مرداد ماه 1386 ساعت 21:32
بنام خدا ببارای ابربررخساریارم زهرقطره برآر آهی که آهت آسمان گیراست ببار با یاد یار من که اشکم بارداز چهره یکی قطره به رخسارم که در باران بود وعده که بینم یار دلدارم ولی آن یار بی وعده خلاف وعده کرد امروز سرشک از چشم می بارد سرشک از ابر تو باری که یارم یار ما آید تقدیم به ی....
حقو ق د و ستا ن
شنبه سي ام تير ماه 1386 ساعت 21:39
بنام خدا:چون برادرت از تو جدا گردد تو پیوند دوستی را بر قرار کن اگر روی بر گرداند تو مهربانی کن وچون بخل ورزد تو بخشنده باش هنگامی که دوری می گزیند تو نزدیک شو وچون سخت می گیرد تو آسان گیر وبه هنگام گناهش عذر او بپذیر چنان که گویا بنده او می باشی واوصاحب نعمت تو می باشد.مبادادستورات یاد شده را با غیر دوستانت انجام دهی یا با انسانها یی که سزاوار آن نیستند بجا آوری دشمن دوست خود را دوست مگیر تا با دوست دشمنی نکنی.در پند دادن دوست بکوش خوب باشد یا بد وخشم را فرو خور که من جرعه ای شیرین تر از ان ننوشیدم وپایانی گواراتر از آن ندیده ام.با ان کس که با تو درشتی کرده نرم باش که امید است به زودی در برابر تو نرم شود با دشمن خود بخشش رفتار کن زیرا سر انجام شیرین دو پیروزی است (انتقام گرفتن یا بخشیدن)اگر خواستی از برادرت جدا شوی جایی برای دوستی باقی گذار تا اگر روزی خواست به سوی تو باز گردد بتواند کسی که به تو گمان نیک برد او را تصدیق کن وهرگز حق برادرت را به اعتماد دوستی که با او داری ضایع نکن زیرا آن کس که حقش را ضایع می کنی با تو برادر نخواهد بود وافراد خانواده ات بد بخت ترین مردم نسبت به تو نباشد وبه کسی که به تو علاقه ای ندارد دل مبند مبادا برادرت برای قطع پیوند دوستی دلیلی محکم تر از بر قراری پیوند با تو داشته باشد ویا در بدی کردن بهانه ای قوی تر از نیکی کردن تو بیاورد ستمکاری کسی که بر تو ستم می کند در دیده ات بزرگ جلوه نکند چه او به زیان خود و سود تو کوشش دارد وسزای آن کس که تو را شاد می کند بدی کردن نیست. از فرمایشات حضرت علی (ع)
خدا شناسی
چهارشنبه بيست و هفتم تير ماه 1386 ساعت 20:14
خدا شناسی: حمد و سپاس خدا وندی را سزاست که همواره وجود داشت پیش از آنکه کرسی یا عرش آسمان یا زمین جن یا انس پدید آیندخدا وندی که ذات او را فکرها و عقل های ژرف اندیش نتوانند بشناسند و با نیروی اندیشه اندازه ای برای او نتوا نند تصور کنند.هیچ سوال کننده ای او را به خود مشغول نسازد و فراوانی عطا و بخشش از دارایی او نکاهد برای دیدن به چشم مادی نیاز ندارد و در مکانی محدود نمیشود .همسر و همتایی ندارد و با تمرین و تجربه نمی آفریند و با حواس درک نشود و با مردم مقایسه نگردد خدایی که بدونه اعضاء و جوارح و زبان و کام با حضرت موسی (علیه السلام ) سخن گفت و آیات بزرگش را به او شناساند. ای کسی که برای توصیف کردن پرور دگارت به زحمت افتاده ای اگر راست می گویی جبرییل و میکاییل و لشگر های فرشتگان مقرب را وصف کن که در بار گاه قدس الهی سر فرود آور ده اند و عقل هایشان در درک خدا سر گر دان و در مانده است تو چیزی را می توانی با صفات ان درک کنی که دارای شکل و اعضاء و جوارح و دارای عمر محدود و اجل معین باشد . پس جز الله خدایی نیست که هر تاریکی را به نور خود روشن کرد و هر چرا که جز به نور او روشن بود به تاریکی کشاند. ترجمه ای از خطبه های امام علی(ع).
مادر
دوشنبه بيست و پنجم تير ماه 1386 ساعت 20:25
باز افسانه زندگی تکرار میشود و سوره ها و آیه های شیرینش در حجم دلپذیر خا طره ها و رویای بیرنگ فراموشیها جان می گیرد.در بعد زمان که درازای ان به وسعت ابدیت است تولد می یابم ودر پرده های رنگارنگ طبیعت رنگ می گیریم وهر لحظه با گذشت زمان احساس و اندیشه ها در قابی زیبا تصویر دردها رنجها فاجعه ها را نقش می گیرد.آرام با کوله بار زندگی که توشه اش رهاورد افسانه هزار ویک شب است از آغاز تا پایان ره می سپاریم.ودراین رهگذر تنها پرنده ای است که با بالهای بلورین سفیدش چتری زیبا از زندگی می سازد تا در پناه ان آرام گیریم ونگاه های اوست که رنگین کمان زندگی را زیبا می سازد و قصه گرگها و بره های او از هر افسانه ای شیرین تر وصدای لالایئ ملکوتی او انعکا سی از صدای خدا است.افسون می کند گوئی صدای سنفونی خدای مو سیقی است که در خلسه می برد وپلکها با هر آوایی آرام آرام بر هم بوسه می زند آری او مادر است او چون شمع می سوزد و اشک می ریزد.قلب ِِِِِرئوفش تا واپسین انعکاس صدایش برای تو می طپد.آغوش گرمش کومه عطر لاله های وحشی است چون فرشتگان عالم ملکوت او را ستایش باید کرد.تقدیم به همه ی مادران .
حسرت
شنبه بيست و سوم تير ماه 1386 ساعت 21:39
برای توچه آسونه جدا ازاودلم خونه خدا یا این که زندونه چه زندونی که ویرونه دل عا شق همش خونه همش مات وپریشونه تنش چون بید لرزونه پریشون در بیا بونه خدا عاشق شدن اینه که آدم میشه د یونه خدا یا این که زندونه جدا از او د لم خونه